1 اوت 2026- یک کارآزمایی بالینی تصادفی‌سازی‌شده فاز ۲ که اخیراً در نشریۀ Nature Medicine منتشر شده است، نشان داد که تزریق «آپیتگروماب» (یک آنتی‌بادی مونوکلونال) همزمان با مصرف «تیرزپاتید»، می‌تواند به حفظ توده‌ی عضلانی در حین کاهش وزن کلی کمک کند. چنانچه این درمان‌های ترکیبی در مطالعات آتی تأیید شوند، می‌توانند به افراد کمک کنند تا با حفظ بافت عضلانی بیشتر در حین چربی‌سوزی، ترکیب بدنیخود را بهبود بخشند. این موضوع پاسخی به یکی از نگرانی‌های فزاینده در مورد درمان‌های مدرن کاهش وزن است: چگونه می‌توان حداکثر چربی‌سوزی را داشت و در عین حال از دست رفتن توده‌ی عضلانی را به حداقل رساند؛ امری که برای عملکرد فیزیکی و سلامت بلندمدت حیاتی است.

تیرزپاتید، که یک داروی مقلد اینکرتین است، اغلب برای مدیریت دیابت و کاهش وزن تجویز می‌شود. این داروها می‌توانند در حین کاهش وزن، منجر به تحلیل توده‌ی عضلانی نیز شوند که نگرانی‌هایی را در مورد تأثیرات احتمالی بر قدرت بدنی، تحرک و سلامت متابولیک ایجاد کرده است. به همین دلیل، دانشمندان در حال بررسی درمان‌هایی هستند که به حفظ توده‌ی عضلانی در طول کاهش وزن کمک کنند. آن‌ها معتقدند آپیتگروماب (یک آنتی‌بادی تحقیقاتی) می‌تواند با اتصال به پیش‌سازهای «میوستاتین» -پروتئینی که کاتابولیسم (تجزیه) عضلات اسکلتی را تنظیم می‌کند- و مهار فعال‌سازی آن، باعث بهبود وضعیت توده‌ی عضلانی شود. با وجود نتایج اولیه‌ی امیدوارکننده، انجام کارآزمایی‌های بیشتر برای تأیید این یافته‌ها و حمایت از به‌کارگیری آن در عمل ضروری است.

دربارۀ این مطالعه

در کارآزمایی دوسوکور و کنترل‌شده با دارونمای EMBRAZE که شرکت‌کنندگان آن بین ژوئن و سپتامبر ۲۰۲۴ ثبت‌نام شدند، پژوهشگران بررسی کردند که آیا آپیتگروماب می‌تواند تودۀ عضلانی را در مصرف‌کنندگان تیرزپاتید حفظ کند یا خیر. آن‌ها ۱۰۲ شرکت‌کنندۀ دارای اضافه‌وزن یا چاقی را با نسبت ۱:۱به دو گروه تقسیم کردند تا در کنار مصرف هفتگی حداکثر ۱۵میلی‌گرم تیرزپاتید، هر چهار هفته یک‌بار ۱۰میلی‌گرم بر کیلوگرم آپیتگروماب یا دارونما دریافت کنند.

جامعۀ هدف شامل افراد ۱۸ تا ۶۵ سال با شاخص توده بدنی حداقل ۲۷ (همراه با بیماری مرتبط با وزن) تا ۴۵کیلوگرم بر متر مربع بود که وزن آن‌ها در سه ماه پیش از غربالگری، علیرغم تلاش برای رژیم غذایی، ثابت مانده بود. این مطالعه شامل افراد بزرگسالِ عمدتاً سالم بود و افرادی که دارای دیابت، بیماری قلبی، سکته مغزی، اختلالات عروقی یا سرطان فعال بودند، از مطالعه کنار گذاشته شدند. همچنین افراد دریافت‌کنندۀ شیمی‌درمانی، پرتو‌درمانی یا داروهای سرکوب‌کنندۀ ایمنی در سال گذشته، و داروهای ضد‌چاقی یا ضد‌دیابت در سه ماه اخیر، واجد شرایط تشخیص داده نشدند.

تیم پژوهشی سطوح آپیتگروماب و پروتئین مرتبط با آن (میوستاتین) را در خون اندازه‌گیری کرد. پیامدهای ثانویه شامل اندازه‌گیری چربی‌های تنه، زیرپوستی و احشایی بود. علائم حیاتی، پارامترهای الکتروکاردیوگرام (ECG) و یافته‌های آزمایشگاهی بالینی نیز در چندین مقطع زمانی در طول دوره‌ی مطالعه برای همه‌ی شرکت‌کنندگان ارزیابی شد.

در هفته‌ی ۲۴، پژوهشگران تحلیل‌های اثربخشی را بر اساس اسکن‌های جذب‌سنجی پرتو ایکس با انرژی دوگانه(DEXA)  برای ۴۳ دریافت‌کنندۀ آپیتگروماب و ۴۴ دریافت‌کنندۀ دارونما انجام دادند. هشت هفته پس از قطع مداخلات، آن‌ها تحلیل‌های اکتشافی را برای ارزیابی ماندگاری اثرات درمانی انجام دادند. آن‌ها برای تحلیل‌های آماری از مدل‌های رگرسیون خطی استفاده کردند که ویژگی‌های پایه مانند سن، جنس، وزن بدن و توده‌ی عضلانی را تعدیل می‌کرد. نویسندگان اشاره کردند که DEXA نمی‌تواند عضلات را به‌طور کامل از سایر اجزای توده‌ی بدون چربی (lean compartments) متمایز کند و ممکن است تحت تأثیر سطح هیدراتاسیون (آب بدن) قرار گیرد.

نتایج

جامعۀ آماری این مطالعه عمدتاً شامل زنان مبتلا به چاقی در اوایل دهه ۴۰زندگی بود که میانگین وزن آن‌ها در هر دو گروه بین ۹۳تا ۹۹کیلوگرم قرار داشت. پس از ۲۴هفته درمان، دریافت‌کنندگان آپیتگروماب در مقایسه با دریافت‌کنندگان دارونما، توده‌ی عضلانی (Lean Mass) کمتری از دست دادند. به‌طور میانگین، افرادی که تحت درمان با آپیتگروماب بودند، نزدیک به ۲ کیلوگرم تودۀ عضلانی بیشتری را نسبت به گروه دارونما حفظ کردند.

در تأیید این مشاهدات، پژوهشگران دریافتند که ۸۵ درصد (حدود ۸.۵ کیلوگرم) از کل وزن کاهش‌یافته در دریافت‌کنندگان آپیتگروماب، از بافت چربی بوده است. در مقابل، این میزان در دریافت‌کنندگان دارونما ۷۰ درصد (حدود ۸ کیلوگرم) از کل وزن کاهش‌یافته را شامل می‌شد.

این یافته‌ها نشان می‌دهد که اگرچه هر دو گروه کاهش وزن کلیِ مشابهی را تجربه کردند، اما مصرف‌کنندگان آپیتگروماب توانستند تودۀ عضلانی خود را در حین کاهش وزن بهتر حفظ کنند. این افراد در مقایسه با گروه دارونما، ۵۴.۹ درصد نرخ حفظ نسبی توده‌ی عضلانی داشتند. تغییرات در چربی‌های تنه، زیرپوستی و احشایی بین دو گروه تا حد زیادی مشابه بود. تفاوت در تودۀ عضلانی حتی پس از هشت هفته از قطع مداخلات نیز معنادار باقی ماند، هرچند که این تحلیلِ «ماندگاری اثر»، به‌صورت اکتشافی انجام شده بود.

علائم حیاتی، پارامترهای ECG، آزمایش‌های آزمایشگاهی و تحلیل‌های اثربخشی پس‌از‌تحلیل (Post hoc) با یافته‌های کلی مطابقت داشتند. با این حال، کارآزمایی تفاوت قابل‌توجهی بین دو گروه در معیارهای اکتشافیِ عملکرد فیزیکی یا شاخص‌های قلبی-متابولیک نشان نداد.

سطح آپیتگروماب و میوستاتین نهفته در سرم خون، پس از درمان به‌تدریج افزایش یافت و تا حدود هفتۀ ۱۶ تثبیت شد. صرف‌نظر از تفاوت‌های فردی، دوز ۱۰ میلی‌گرم بر کیلوگرم توانست هدف بیولوژیک خود را درگیر کرده و فعال‌سازی میوستاتین را مهار کند که نشان‌دهنده‌ی درگیری پایدار هدف (Target Engagement) است. همچنین، آپیتگروماب به‌خوبی توسط شرکت‌کنندگان تحمل شد.

اگرچه بیش از ۷۰ درصداز شرکت‌کنندگان در هر دو گروه دچار عوارض جانبی (AEs) شدند، اما تنها حدود ۲ درصد در هر گروه دچار عارضه جانبی جدی (SAE) شدند. هیچ‌یک از عوارض جدی مرتبط با آپیتگروماب تشخیص داده نشد؛ با این حال، تهوع، خستگی و سردرد در گروه آپیتگروماب بیشتر از گروه دارونما گزارش شد.

نتیجه‌گیری

یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهند که آپیتگروماب ممکن است به حفظ تودۀ عضلانی در طول درمان با تیرزپاتید کمک کند. اگر این نتایج در کارآزمایی‌های بزرگ‌تر تأیید شود، این آنتی‌بادی می‌تواند به‌عنوان یک درمان مکمل در کنار داروهای کاهش وزن قرار گیرد تا بدون کاهش سرعتِ چربی‌سوزی، از تحلیل بافت عضلانی جلوگیری کند.

مطالعات آینده باید شامل حجم نمونه‌ی بیشتر، دوره‌های پیگیری طولانی‌تر و جمعیت‌های متنوع‌تری (مانند مبتلایان به دیابت و بیماری‌های قلبی-عروقی) باشند تا قابلیت تعمیم این یافته‌ها در شرایط واقعی تأیید شود. همچنین، پژوهشگران باید از معیارهای عینی فعالیت بدنی و تکنیک‌های پیشرفته‌ی تصویربرداری استفاده کنند تا نقش مهار میوستاتین به‌عنوان یک استراتژی بالقوه برای حفظ توده‌ی عضلانی در درمان چاقی روشن‌تر شود.

از آنجایی که این یک کارآزمایی کوچک فاز ۲بود که عمدتاً بر اساس افرادِ تکمیل‌کنندۀ مطالعه و با استفاده از فواصل اطمینان ۸۰ درصد (بدون تعدیل برای تعدد آزمون‌ها) انجام شده است، یافته‌ها باید بیشتر به‌عنوان «اثبات مفهوم» تفسیر شوند تا شواهد قطعی برای مزایای بالینی.

منبع:

https://www.news-medical.net/news/20260609/Apitegromab-helps-tirzepatide-users-lose-fat-while-preserving-lean-mass.aspx